شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
459
نفثة المصدور ( فارسى )
سر دفتر - 110 / 11 جنس ممتاز و برتر از نظاير خود ، نخبه و برگزيده ، عنوان و سرلوحه . نظامى گويد : سَرْدفترِ آيتِ نكويى * شاهنشهِ مُلْكِ خوبرويى « ليلى و مجنون » ص 92 ، س 4 سردمهرى - 124 / 6 بىمحبّتى و بيرحمى و بيمهرى . از « آنندراج » و « غياث اللّغات » ذيل « سردمهر » . سر فرابستن ، با كسى - 12 / 5 در اينجا ظاهرا كنايتست از : با كسى پيمان بستن و عهد كردن . سركوب - 5 / 1 در اينجا ظاهرا مصدر مرخّم است - سر كوبيدن - سر كوفتن ، در مفهوم اسم مصدر يا حاصل مصدر . سروا - 4 / 12 حديث و افسانه . « لغت فرس » ص 7 . سر وقت - 22 / 3 ، 59 / 12 و 13 ، 85 / 1 ( با اضافهء « سر » به « وقت » ) ، در اينجا ظاهرا مراد حال بخصوص و وضع مشخّص و معيّن و خاصّى است كه آدمى در آن قرار گرفته است .